
هر شب ز چشم تو نظری چشم داشتیمدارد دعای ما اثری پیشِ چشمِ تو؟...
ادامه مطلب
با رفتنِت، کوهِ سیاه خورشیدُ بلعید شب از وفورِ سایهها، بیوقفه لرزید...
ادامه مطلب
سخت شد برام ازوقتی فهمیدم هرجا برمراضیتر از اینم...
ادامه مطلب
ما راویانِ قصه هایِ رفته از یادیم ......
ادامه مطلب
امروز صبح صدایت کردم اصلا به روی خودم نیاوردم که نیستی ...
ادامه مطلب
میانِ خوابُ بیداری شبی دیدم خیالِ او از آن شب واله و حِیران نه در خوابم نه بیدارم...
ادامه مطلب
"شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم" به نظرم وقتی "مشیری" داشته این شعر رو می گفته همین ساعتا بوده حدس می زنم توی همین خزون غم انگیز هم اینو گفته باشه تازه اطمینان دارم وقتی رسید به اینجا که "مدام پیش نگاهی ، مدام پیش نگاه !" یه کام سنگین از سیگارش گرفته و وقتی دود غلیظشو داده بیرون لا به لای اون مهِ خاکستری چشمهای لعنتی ِ اونو دیده... پ.ن : پاییز همش شبه دیگه :( ...
ادامه مطلب
سالیان دراز نمی بایست فهمیدن را که هر ویرانه نشانی از غیاب انسانی است که حضور انسان آبادانی است (شاملوی بزرگ)...
ادامه مطلب
و تسکین این بغض با یاد تو شاید کمی ........
ادامه مطلب
تو که رفتی عطرِ باران شب همراهَت رفت.......
ادامه مطلب