دلنوشت

متن مرتبط با «غرق تو شدم با» در سایت دلنوشت نوشته شده است

تولد

  • نیلوبلاگ

    به دنیا آمدی و ۲۵ سال گذشت... من اما ۹ سال است که به تو فکر میکنم...

    ادامه مطلب
  • باران

  • نیلوبلاگ

    سوم فروردین بودباران به شدت میباریدو فکرت از ذهن این مرد خارج نمیشودحتی وقتی صدای اون کاسهی تبتی با ریتم خاصش در ذهنم جولان میدهد....

    ادامه مطلب
  • جانم به قربانت ولی...

  • نیلوبلاگ

    نمیدانم چرا دقیقاً همان لحظهای که گمان میبرم فراموشت کردهامناگاه ظاهر میشویچنگی بر خاطرات رفتهمیافکنی و جای آن برصورت من نقش میبنددنمیدانم چه میخواهیتنها میدانم که هنوز فراموشات نکردهام...

    ادامه مطلب
  • لطفاً به بند اول سبابهات بگد

  • نیلوبلاگ

    در میزنی که وارد تنهاییم شویاما بعید نیست زمانی که میرویدر از خودش جلای وطن گفته مثل مندر جستجوی در زدنت در به در شود......

    ادامه مطلب
  • تو کجایی؟

  • نیلوبلاگ

    در گسترهی بی مرزِ این جهانتو کجایی؟من در دورترین جای جهان ایستادهامکنارِ تو...

    ادامه مطلب
  • تولدت

  • نیلوبلاگ

    در مقابل عظمت یک لکه ی ِقهوه ایِ کوچک در چشمان زیبای یک گربه ی اغواگر تسلیم میشوی حتی اگر گرگ باشی تولدت اردیبهشتی ترین اردیبهشتی دنیا مبارکت باشه نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 2:34 توسط Wolf| ...

    ادامه مطلب
  • یاد باد

  • نیلوبلاگ

    ما راویانِ قصه هایِ رفته از یادیم ......

    ادامه مطلب
  • غرق شدم تو عمق چشات

  • نیلوبلاگ

    تو غرقِ خوابی و من غرقِ آرزوی توام ...

    ادامه مطلب
  • چه آرزوی محالی است زیستن با تو

  • نیلوبلاگ

    "شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم" به نظرم وقتی "مشیری" داشته این شعر رو می گفته همین ساعتا بوده حدس می زنم توی همین خزون غم انگیز هم اینو گفته باشه تازه اطمینان دارم وقتی رسید به اینجا که "مدام پیش نگاهی ، مدام پیش نگاه !" یه کام سنگین از سیگارش گرفته و وقتی دود غلیظشو داده بیرون لا به لای اون مهِ خاکستری چشمهای لعنتی ِ اونو دیده... پ.ن : پاییز همش شبه دیگه :( ...

    ادامه مطلب
  • با بغض روشن می کنم

  • نیلوبلاگ

    کبریت ؟ نه اندوهِ نبودنت سیگارِ مرا روشن می کند ...

    ادامه مطلب
  • توهم چیز بدی نیست

  • نیلوبلاگ

    هیچ توهمی وجود ندارد پشت گیشه می روم دو بلیط می گیرم برای سانس بعد از دور نگاهم میکنی و لبخند میزنی دستانت را میگیرم و به طبقه سوم میرویم در تاریکی سالن فکر چشمان زیبایت فرصت دیدن فیلم را به من نمیدهد در گوشم زمزمه می کنی فیلم تمام می شود چراغ ها روشن می شود به خودم می آیم جایت خالیست وهم حضورت سالهاست همراه من است ...

    ادامه مطلب
  • در غیاب تو اینجا کسی ویرانه ترین است

  • نیلوبلاگ

    سالیان دراز نمی بایست فهمیدن را که هر ویرانه نشانی از غیاب انسانی است که حضور انسان آبادانی است (شاملوی بزرگ)...

    ادامه مطلب
  • یاد تو

  • نیلوبلاگ

    و تسکین این بغض با یاد تو شاید کمی ........

    ادامه مطلب
  • رد شدم رفتم

  • نیلوبلاگ

    و امانیم شبی من خواهم رفت ...از دنیایی که مال من نیست!از زمینی که مرا بیهوده بدان بسته اند... شاملو...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    یاد باد آنکه زما | یاد باد | یاد باد آن روزگاران یاد باد | یاد باد آنکه زما همایون | یاد باد آنکه نهانت نظری | یاد باد آن صحبت شبها | یاد باد آن روزگار کودکی | یاد باد آنکه مرا یاد آموخت | یاد باد آنکه | یاد باد انکه نهانت