
ملامتگوی عاشق را چه گوید مردم دانا که حال غرقه در دریا نداند خفته بر ساحل...
ادامه مطلب
در میزنی که وارد تنهاییم شویاما بعید نیست زمانی که میرویدر از خودش جلای وطن گفته مثل مندر جستجوی در زدنت در به در شود......
ادامه مطلب
بهاری دیگر آمده استآریاما برای آن زمستانها که گذشتنامی نیستنامی نیست...
ادامه مطلب
دست می کشم روی موهای فرفریش یهو میره عکس بعدی ...
ادامه مطلب
شبیهِ یک فیلم مُدااام در سرم تکرار می شوی و دقیقا در آهسته ترین صحنه ها می خندی که من فیلم را نگه می دارم سیگار می کشم قدم می زنم و فیلم را به عقب بر می گردانم نقش اوّل من!! پایانت را هرگز نباید دید...
ادامه مطلب
رَوا بُوَد که چنین بی حساب دل بِبَری ؟...
ادامه مطلب